کاخ سفید میان دیپلماسی و جنگ کدام مسیر را برمیگزیند؟
شنیده ها: با افزایش تنش میان تهران و واشنگتن، گزارشها از آمادهباش نیروهای آمریکا و بررسی سناریوهای نظامی حکایت دارد؛ در حالیکه همزمان، کنگره در پی محدود کردن اختیارات جنگی رئیسجمهور است. رسانههای اسرائیلی از هماهنگی عملیاتی احتمالی میان آمریکا و اسرائیل، تقسیم مأموریتها و تعیین «بانک اهداف مشترک» سخن میگویند. تحلیلگران این تحرکات را بخشی از راهبرد فشار مرحلهای دولت ترامپ میدانند؛ راهبردی که میان دیپلماسی، بازدارندگی و احتمال یک ضربه محدود برای کسب «پیروزی سریع» در نوسان است.
در پی افزایش تنشها در روابط میان واشنگتن و تهران، برخی رسانههای آمریکایی از آمادگی نیروهای ایالات متحده برای سناریوهای احتمالی خبر دادهاند. بر اساس گزارش منتشرشده از سوی شبکه سی.بی.سی نیوز، مقامهای ارشد امنیت ملی آمریکا به دونالد ترامپ اعلام کردهاند که نیروهای نظامی ایالات متحده از روز شنبه در وضعیت آمادهباش قرار گرفتهاند. این تحرکات پس از آن صورت میگیرد که رئیسجمهور آمریکا به جمهوری اسلامی ایران مهلتی ۱۰ تا ۱۵ روزه برای دستیابی به توافق مورد نظر واشنگتن داده و همزمان بر شدت فشارهای سیاسی افزوده است.
به گزارش فرارو، این رسانه آمریکایی به نقل از برخی دیپلماتها گزارش داده است که احتمال دارد بازه زمانی اعلامشده کوتاهتر از زمان اولیه باشد. با این حال، گفته میشود رئیسجمهور آمریکا تاکنون تصمیم نهایی درباره اجرای هرگونه اقدام نظامی را اتخاذ نکرده و همچنان گزینههای مختلف را در دست بررسی دارد. به گزارش برخی رسانههای آمریکایی، فضای حاکم بر کاخ سفید بیانگر آن است که دولت ایالات متحده در حال سنجش دقیق گزینههاست؛ جایی که از یکسو خطرات احتمالی تشدید تنش با جمهوری اسلامی ایران مطرح است و از سوی دیگر پیامدهای سیاسی و نظامی خودداری از هرگونه اقدام مورد بحث قرار دارد.
این تحولات در حالی رخ میدهد که جمهوری اسلامی ایران در پیامی رسمی به سازمان ملل متحد، خطاب به دبیرکل این سازمان، نسبت به هرگونه اقدام خصمانه هشدار داده و تصریح کرده است که در صورت تعرض به منافع یا سرزمین کشور، پاسخ متناسب و قاطع خواهد داد.
هماهنگی عملیاتی واشنگتن و تلآویو؛ سناریوی تقسیم مأموریت در عمق ایران
در ادامه گمانهزنیهای رسانهای درباره تحولات منطقه، برخی منابع امنیتی مدعی شدهاند که میان واشنگتن و تلآویو هماهنگیهایی در سطح عملیاتی صورت گرفته است. بر پایه این گزارشها، مقامات نظامی آمریکا و اسرائیل در چارچوب همکاریهای مستمر خود، سناریوهای احتمالی مربوط به تشدید تنش با جمهوری اسلامی ایران را مورد بررسی قرار داده و حتی تقسیم مأموریتهای احتمالی در عمق خاک ایران را در دستور کار مطالعاتی قرار دادهاند. این منابع همچنین از اختصاص مجموعاً ۳۹۰ فروند جنگنده از سوی دو طرف برای مشارکت در یک سناریوی فرضی خبر دادهاند؛ ادعایی که در صورت صحت، بیانگر سطح بالای هماهنگی نظامی میان آنان ارزیابی میشود.
روزنامه یدیعوت آحرنوت در گزارشی به آنچه «اولویتهای بانک اهداف مشترک» میان آمریکا و اسرائیل توصیف کرده، پرداخته است. بر اساس این گزارش، در صورت بروز درگیری نظامی، نخستین هدف مورد نظر، از کار انداختن سامانههای پدافند هوایی جمهوری اسلامی ایران و تلاش برای کسب برتری هوایی عنوان شده تا زمینه برای مراحل بعدی عملیات احتمالی فراهم شود.
در ادامه این ادعاها، این رسانه صهیونیستی مدعی شده است که در رتبه دوم اولویتها، هدف قرار دادن ناوگان دریایی سپاه قرار دارد؛ نیرویی که به زعم منابع اسرائیلی میتواند در صورت وقوع درگیری، تهدیدی برای منافع آمریکا در منطقه تلقی شود. به نوشته این روزنامه، از نگاه این منابع، تضعیف یا نابودی این توان دریایی با هدف جلوگیری از هرگونه اخلال در امنیت خطوط کشتیرانی و خنثیسازی تهدیدهای احتمالی درباره تنگه هرمز دنبال میشود.
روزنامه معاریو در گزارشی جدید، تقسیم مأموریتهای احتمالی میان آمریکا و اسرائیل را ناشی از ارزیابیهای عملیاتی در پنتاگون دانسته است. بر اساس این گزارش، برآورد مقامهای نظامی آمریکا آن است که ۱۳۰ فروند جنگنده آمریکایی بهتنهایی برای تخریب مجموعه گستردهای از اهداف در عمق خاک ایران کفایت نمیکند. به نوشته این روزنامه، فهرست اهداف ادعایی شامل پایگاههای پدافند هوایی، سایتهای موشکی، سکوهای پرتاب متحرک، تأسیسات هستهای، برخی مراکز حکومتی میشود؛ دامنهای که از نگاه این رسانه، نیازمند ظرفیت عملیاتی وسیعتری عنوان شده است.
ایال عوفر، کارشناس اطلاعاتی اسرائیل، در اظهاراتی تازه مدعی شده است که در صورت بروز هرگونه درگیری میان آمریکا و جمهوری اسلامی ایران، نیروی هوایی اسرائیل در حاشیه نخواهد ماند و به یکی از ارکان اصلی عملیات احتمالی تبدیل خواهد شد و نقشی محوری ایفا خواهد کرد. او در عین حال به چالشهای عملیاتی مرتبط با بهکارگیری بمبافکنهای راهبردی آمریکا اشاره کرده و گفته است ارتش ایالات متحده احتمالاً هواپیماهایی نظیر بی ۱ و بی ۵۲ را وارد صحنه خواهد کرد و ممکن است بار دیگر از بی ۲ نیز استفاده شود. با این حال، به گفته وی، در یک جنگ طولانیمدت، اجرای پروازهای رفتوبرگشتی از خاک آمریکا به سوی اهدافی در ایران در هر نوبت، از نظر عملیاتی دشوار و پرهزینه خواهد بود.
عوفر تأکید کرده است که چنین سناریویی فشار قابلتوجهی بر خدمه پروازی، سامانههای سوخترسانی هوایی و خود هواپیماها وارد میکند و تداوم آن نیازمند استقرار در پایگاههای نزدیکتر است. به باور او، این بمبافکنها باید دستکم در پایگاههایی در بریتانیا یا دیهگو گارسیا مستقر شوند تا فاصله عملیاتی کاهش یابد و کارایی مأموریتها افزایش پیدا کند.
سناریوی ضربه برنامهریزیشده؛ روایت رسانه عبری از گزینه آمریکا علیه ایران
وبسایت عبری والا در گزارشی از ارزیابی جدید نهادهای نظامی اسرائیل درباره سناریوی یک ضربه برنامهریزیشده آمریکا علیه ایران پرده برداشته است؛ سناریویی که به ادعای این رسانه، قرار است از سوی دونالد ترامپ بهعنوان «پیام» یا «اهرم فشار» در روند مذاکرات با تهران به کار گرفته شود.
بر اساس این گزارش، اهداف اولیه احتمالی چنین حملهای شامل سایتهای هستهای آسیبدیدهای عنوان شده که اخیراً فعالیتهای مهندسی در آنها انجام گرفته است؛ علاوه بر کارخانهها و مراکزی که به ادعای این رسانه از پروژه هستهای ایران پشتیبانی میکنند. در ادامه همچنین از سایتهای مرتبط با برنامه موشکهای بالستیک، از جمله سکوهای پرتاب متحرک و ثابت، انبارها، مراکز تولید و سامانههای پدافند هوایی از جمله رادارها به عنوان دیگر اهداف احتمالی یاد شده است.
این وبسایت مدعی شده در ماههای اخیر استقرار رادارها و مسیرهای پشتیبانی اضافی در منطقه افزایش یافته و کارخانههای تولید پهپاد و انبارهای تسلیحاتی نیز در چارچوب پروژه موشکی ایران در فهرست اهداف احتمالی قرار دارند. در بخشی دیگر از این گزارش، سناریویی نیز مطرح شده که بر اساس آن، برخی شخصیتها ممکن است هدف قرار گیرند؛ ادعایی که در چارچوب گمانهزنیهای رسانهای مطرح شده است. در ادامه این گزارش، از احتمال هدف قرار گرفتن اردوگاههای نیروهای همپیمان ایران در منطقه نیز سخن گفته شده است؛ موضوعی که به ادعای این رسانه در صورت وقوع حمله آمریکا میتواند در دستور کار قرار گیرد.
چالش اختیارات جنگی؛ کنگره در برابر کاخ سفید بر سر ایران
در حالی که فضای سیاسی و امنیتی ایالات متحده تحتتأثیر تحولات اخیر قرار گرفته است، کنگره آمریکا قصد دارد هفته آینده درباره طرحی رأیگیری کند که بر اساس آن، رئیسجمهور این کشور از هرگونه اقدام نظامی علیه ایران بدون مجوز صریح قانونگذاران منع میشود.
بر اساس گزارش خبرگزاری رویترز، این اقدام در شرایطی مطرح شده که ارتش آمریکا در وضعیت آمادهباش قرار دارد و سناریوهای احتمالی در صورت شکست تلاشهای دیپلماتیک در حال بررسی است؛ وضعیتی که از نگاه ناظران میتواند به یک رویارویی پرمخاطره منجر شود. طبق این گزارش، برخی اعضای کنگره از جمله شماری از جمهوریخواهان همحزبی دونالد ترامپ در کنار دموکراتها طی سالهای گذشته بارها تلاش کرده اند قطعنامههایی را برای محدود کردن اختیارات رئیسجمهور در آغاز جنگ علیه دولتهای خارجی بدون مجوز پارلمان به تصویب برسانند، اما این تلاشها تاکنون با موانع سیاسی روبهرو شده و به نتیجه نرسیده است.
بر پایه قانون اساسی ایالات متحده، اختیار اعلان رسمی جنگ در صلاحیت کنگره قرار دارد و رئیسجمهور صرفاً در چارچوب اختیارات محدود و مرتبط با امنیت ملی میتواند دست به اقدام بزند. با این حال، تفسیر دامنه این اختیارات همواره محل بحث میان قوه مجریه و مقننه بوده است.
جمهوریخواهان حامی دونالد ترامپ با اکثریتی شکننده در هر دو مجلس قانونگذاری آمریکا حضور دارند، اما تأکید میکنند که کنگره نباید اختیارات رئیسجمهور در حوزه امنیت ملی را محدود کند و در شرایط بحرانی، دست قوه مجریه را ببندد. از نگاه آنان، انعطافپذیری در تصمیمگیریهای فوری امنیتی، بخشی از مسئولیتهای ذاتی رئیسجمهور بهعنوان فرمانده کل قواست.
در مقابل، در مجلس سنا، سناتور دموکرات تیم کین از ویرجینیا و سناتور جمهوریخواه رند پال از کنتاکی، اواخر ماه گذشته قطعنامهای دوحزبی ارائه کردند که هرگونه اقدام خصمانه علیه ایران را منوط به صدور اعلان رسمی جنگ از سوی کنگره میکند. کین در بیانیهای که همزمان با جابهجایی داراییهای نظامی آمریکا به سوی منطقه منتشر شد، تصریح کرد: «اگر برخی همکارانم طرفدار جنگ هستند، باید شهامت رأی دادن به آن را داشته باشند و در برابر رأیدهندگان پاسخگو باشند، نه اینکه زیر میزهایشان پنهان شوند.»
فشار مرحلهای واشنگتن؛ از مذاکره کنترلشده تا گزینه سخت
برخی کارشناسان سیاسی و امنیتی معتقدند رویکرد دیپلماتیک دونالد ترامپ در قبال جمهوری اسلامی ایران، بیش از آنکه تلاشی صرف برای دستیابی به یک توافق هستهای جدید باشد، بخشی از یک راهبرد مرحلهای و حسابشده برای افزایش فشار سیاسی، اقتصادی و حتی نظامی بر تهران پیش از فعالسازی گزینه سخت ارزیابی میشود. به گفته این تحلیلگران، نشانههای این رویکرد را میتوان در همزمانی تحرکات میدانی و پیامهای سیاسی واشنگتن مشاهده کرد.
به باور این کارشناسان، این برداشت دیگر صرفاً یک گمانه نظری در سطح رسانهها نیست، بلکه در محافل تصمیمسازی آمریکا نیز با صراحت بیشتری مطرح میشود؛ بهویژه در شرایطی که حضور نظامی ایالات متحده در خلیج فارس و پیرامون ایران تقویت شده و همزمان کانالهای مذاکرات غیرمستقیم نیز باز نگه داشته شده است. از نگاه آنان، این دو مسیر موازی یعنی فشار میدانی و حفظ مسیر گفتوگو بیانگر نوعی «دیپلماسی توأم با بازدارندگی» است.
کارشناسان همچنین تأکید میکنند که بحثهای جاری در درون دولت آمریکا دیگر حول محور «توانایی ضربه زدن» نمیچرخد؛ زیرا برتری نظامی ایالات متحده در محاسبات سنتی واشنگتن مفروض تلقی میشود. پرسش اصلی که به گفته آنان در جلسات غیرعلنی مطرح میشود، ناظر بر مرحله پس از هرگونه اقدام احتمالی است: اینکه پس از ضربه نخست چه سناریوهایی فعال خواهد شد و چگونه میتوان از گرفتار شدن در چرخهای فرسایشی و پرهزینه، مشابه تجربههای پیشین آمریکا در منطقه جلوگیری کرد.
تحلیلگران بر این عقیده هستند که دولت آمریکا بهدنبال سناریویی «محدود، هدفمند و زمانبندیشده» است؛ سناریویی که در صورت فعال شدن، امکان خروج سریع از آن فراهم باشد و به درگیری بلندمدت تبدیل نشود. تجربههای پرهزینه ایالات متحده در افغانستان و عراق همچنان بر ذهنیت تصمیمگیران واشنگتن سنگینی میکند؛ جنگهایی که هزاران کشته و هزینهای بالغ بر بیش از یک تریلیون دلار بر جای گذاشت و پیامدهای سیاسی و اجتماعی عمیقی در داخل آمریکا ایجاد کرد.
در واقع تحلیلگران بر این نظر هستند که ایران نه از نظر جغرافیایی و نه از حیث ساختار سیاسی و امنیتی، قابل مقایسه با افغانستان یا عراق نیست؛ بلکه کشوری بزرگتر، پیچیدهتر و برخوردار از شبکههای بازدارندگی چندلایه است که هرگونه محاسبه نظامی را دشوارتر میکند. بر همین اساس، اگر گزینه نظامی در دستور کار قرار گیرد، طراحی آن باید بهشدت محدود باشد و هدف آن نه اشغال سرزمینی و نه تغییر ساختار سیاسی ایران تعریف شود.
در واقع دونالد ترامپ بهدنبال نوعی «پیروزی سریع» است که بتواند آن را در فضای داخلی آمریکا و پیش از انتخابات میاندورهای بهعنوان موفقیتی سیاسی عرضه کند؛ با این حال، او نیز آگاه است که فروغلتیدن به یک جنگ طولانی یا بیثباتی گسترده در ایران میتواند پیامدهایی پیشبینیناپذیر و پرهزینه به همراه داشته باشد.