اقتصاد جهانی ۲۰۲۶: عبور از تلاطم با قایقهای سوراخ؟
تینا رضاسلطانی: سال ۲۰۲۶ میلادی از راه میرسد و اقتصاد جهانی، با انبوهی از چالشهای حلنشده سالهای گذشته و تازههای پیشبینیناپذیر روبهروست. پس از دوره همهگیری کرونا، جنگ اوکراین و تورم افسارگسیخته، اکنون نوبت به آزمونی جدید رسیده است: چگونه میتوان در شرایطی که مرکز ثقل اقتصاد از غرب به شرق در حال جابجایی است، همزمان با انقلاب فناوری هوش مصنوعی کنار آمد و شکاف عمیق بین فقیر و غنی را مدیریت کرد؟
به عنوان یک خبرنگار اقتصادی که پیگیر تحولات رسانههای داخلی و خارجی از فایننشالتایمز و بلومبرگ تا تجارتنیوز و دنیایاقتصاد است، در این گزارش سعی کردهام تصویری جامع از چالشهای پیشرو ترسیم و تحلیل شخصی خود را نیز ارائه دهم.
رشد نامتوازن: داستان دو جهان
براساس گزارش صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی، اقتصاد جهان در سال ۲۰۲۶ شاهد رشد متوسط اما بسیار ناهمگون خواهد بود. در حالی که اقتصادهای پیشرفته مانند آمریکا و اتحادیه اروپا با نرخ رشد حدود ۱.۵ تا ۲ درصد دستوپنجه نرم میکنند، بسیاری از اقتصادهای نوظهور آسیایی (بهویژه هند، ویتنام و اندونزی) رشدی بالای ۵ درصد را تجربه خواهند کرد. چین نیز اگرچه از اوج رشد گذشته فاصله گرفته، اما با تمرکز بر فناوریهای پیشرفته و بازارهای داخلی، رشد حدود ۴.۵ درصدی را هدف گرفته است.
این ناهمگونی، خود به چالشی بزرگ تبدیل شده است. کشورهای توسعهیافته با تورم مزمن و بدهی سنگین دولتها مواجهند و سیاستهای انقباضی طولانیمدت، فرصت رشد را از آنها گرفته است. در مقابل، اقتصادهای در حال توسعه با وجود رشد بالاتر، زیر سایه سنگین بیثباتی سیاسی، فرار سرمایه و نوسانات قیمت مواد اولیه قرار دارند. به عبارت ساده، جهان به دو سرعت متفاوت حرکت میکند و این باعث میشود همکاری جهانی برای حل مسائل مشترک دشوارتر شود.
به نظر من، این شکاف رشد تنها یک مسئله اقتصادی نیست، بلکه پیامدهای ژئوپلیتیکی جدی دارد. تمرکز قدرت اقتصادی به سمت آسیا، موجب تغییر در معادلات جهانی میشود. غرب سعی میکند با سیاستهایی مانند «کاهش وابستگی» و «تسهیلسازی نزدیک» زنجیره تأمین خود را بازسازی کند، اما این کار هزینهها را افزایش داده و ممکن است به رکود تورمی دامن بزند. ما در حال ورود به دورهای هستیم که تعریف سنتی از «شمال و جنوب» در حال محو شدن است و به جای آن، ائتلافهای اقتصادی مبتنی بر فناوری و امنیت انرژی شکل میگیرد.
جنگ ارزی و بحران بدهی: بمب ساعتی جهانی
یکی از خطرناکترین چالشهای ۲۰۲۶، تنش در بازارهای ارزی و تشدید بحران بدهی کشورهای ضعیفتر است. با بالا گرفتن نرخهای بهره در آمریکا و اروپا، ارزش دلار و یورو در نوسان شدیدی قرار گرفته است. بسیاری از کشورهای در حال توسعه که بدهی خود را به دلار ثبت کردهاند، اکنون با هزینه بازپرداخت سرسامآوری مواجهند. رسانههایی مانند رویترز و بلومبرگ گزارش میدهند که دست کم ۱۰ کشور در آستانه بحران بدهی هستند که میتواند موج جدیدی از بیثباتی را به همراه آورد.
از سوی دیگر، رقابت ارزی بین قدرتها تشدید شده است. چین تلاش میکند تا یوان را به عنوان ارز تجاری بینالمللی تثبیت کند، در حالی که آمریکا سعی در حفظ برتری دلار دارد. این «جنگ آرام ارزی» میتواند به جنگ تجاری تمامعیار تبدیل شود و رشد جهانی را مختل کند.
من معتقدم بحران بدهی، آتش زیر خاکستری است که میتواند ناگهان شعلهور شود. مؤسسات مالی بینالمللی مانند صندوق بینالمللی پول ظرفیت لازم برای مدیریت همزمان چندین بحران بدهی را ندارند. به نظر میرسد نیاز به یک بازنگری اساسی در نظام مالی جهانی وجود دارد. شاید زمان آن رسیده که مکانیسمهای جدیدی برای بازسازی بدهی کشورهای کمدرآمد طراحی شود، پیش از آنکه این بحران به یک فاجعه انسانی تبدیل شود. همچنین، دوری از وابستگی مطلق به یک یا دو ارز ذخیره جهانی، میتواند برای بسیاری از کشورها یک استراتژی بلندمدت باشد.
انقلاب هوش مصنوعی و بازار کار: نبردی بین رشد و عدالت
هوش مصنوعی در سال ۲۰۲۶ از یک مفهوم انتزاعی به موتور محرکه اصلی بهرهوری در صنایع تبدیل شده است. از خطوط تولید خودکار تا خدمات مالی و درمانی، هوش مصنوعی در حال دگرگونی همه چیز است. اما این تحول، یک پرسش بزرگ را به همراه دارد: آینده شغلها و درآمد مردم چیست؟ برآوردها حاکی از آن است که تا پایان ۲۰۲۶، دست کم ۲۰ میلیون شغل در بخشهای اداری، خدماتی و حتی تولیدی در معرض خودکارسازی کامل یا جزئی قرار خواهند گرفت.
از یک سو، شرکتهای فناوری غولآسا سودهای بیسابقهای کسب میکنند و بازار سهام آنها همچنان داغ است. از سوی دیگر، کارگران و کارمندان سنتی با بیثباتی شغلی و کاهش قدرت چانهزنی مواجهند. این شکاف فناورانه میتواند نارضایتیهای اجتماعی عمیقی ایجاد کند.
به عنوان کسی که تحولات فناوری را دنبال میکنم، معتقدم هوش مصنوعی یک تیغ دو لبه است. این فناوری میتواند بهرهوری و رفاه کلی را افزایش دهد، اما تنها در صورتی که قواعد بازی به نفع عموم مردم بازنویسی شود. دولتها باید به فکر ایجاد «شبکه امنیت اجتماعی» قویتر، آموزشهای مهارتی مادامالعمر و شاید حتی درآمد پایه جهانی باشند. اگر این تحول تنها در انحصار چند شرکت باقی بماند، شاهد افزایش بیسابقه نابرابری خواهیم بود. آیندهای که در آن عدهای مالک رباتها هستند و عدهای دیگر برای رقابت با آنها تقلا میکنند، آیندهای صلحآمیز و باثبات نخواهد بود.
ایران در گرداب اقتصاد جهانی: فرصتها و تهدیدها
از نگاه داخلی، اقتصاد ایران در سال ۲۰۲۶ در شرایط حساسی قرار دارد. از یک سو، فشار تورم، تحریمها و عدم قطعیت در مذاکرات بینالمللی، دست دولت و بخش خصوصی را برای مانور بسته است. از سوی دیگر، فرصتهایی مانند همکاری با قدرتهای شرقی (چین و روسیه)، توسعه کریدورهای ترانزیتی مانند راه ابریشم و همچنین رشد بخش فناوری و استارتاپها وجود دارد.
رسانههای داخلی بر لزوم تنوعبخشی به اقتصاد، کاهش وابستگی به نفت و مهار تورم تأکید دارند. اما در عمل، شاهد هستیم که اقتصاد ایران همچنان درگیر مسائل ساختاری است. ناترازی بودجه، ضعف نظام مالیاتی و فرار سرمایههای انسانی، چالشهای اصلی هستند.
تحلیل من از وضعیت جهانی و داخلی این است: جهان در سال ۲۰۲۶ در یک نقطه عطف تاریخی قرار دارد. راه پیشرو یا «همکاری چندجانبه» است یا «رقابت تخریبی». اگر کشورها به جای جنگ ارزی و تجاری، بر روی حل مسائل مشترک مانند تغییرات اقلیمی، مقرراتگذاری هوش مصنوعی و اصلاح نظام مالی جهانی تمرکز کنند، میتوان از این گرداب خارج شد. اما اگر هر کشتی فقط به فکر نجات خود باشد، طوفان همه را درخواهد نوردید.
اقتصاد جهانی ۲۰۲۶ شبیه به کاروانی است که برخی اسبهای آن تند و برخی لنگانلنگان حرکت میکنند. هوش مصنوعی مانند بادی است که هم میتواند بادبانها را پر کند و هم قایقها را غرق کند. موفقیت در گرو نگاه بلندمدت، عدالتمحوری و همکاری بیسابقه است. برای ایران نیز، این سال میتواند سال عبور از بقا به سوی بازسازی باشد.