شنیده ها

اخبار ایران و جهان

شنیده ها

اخبار ایران و جهان


طبقه بندی موضوعی

مرودشت، میراثی در محاصره

۰۴/۰۷/۲۵ ۰۹:۰۱:۴۹

ندا احمدی: در سایه شکوه باستانی تخت جمشید و آرامگاه کوروش بزرگ، فاجعه‌ای خاموش در حال رخ دادن است. شهرستان مرودشت، که میزبان برخی از ارزشمندترین میراث فرهنگی جهان است، امروز شاهد تخریب تدریجی این گنجینه‌های بی‌بدیل است.

این گزارش که بر اساس گردآوری شواهد میدانی و بررسی اخبار رسانه‌های داخلی و خارجی تهیه شده، تصویری هشداردهنده از وضعیت حفاظت از میراث در این منطقه ترسیم می‌کند.

از حفاری‌های غیرمجاز شبانه تا توسعه‌های بی‌ضابطه و آلودگی صنعتی، مجموعه‌ای از تهدیدات، بقای این آثار را با خطر جدی مواجه ساخته است. در حالی که نهادهای مسئول وعده‌های مکرر اما عمل ناکافی ارائه می‌دهند، کارشناسان نسبت به عواقب جبران‌ناپذیر این بیتوجهی هشدار می‌دهند.

تهدیدات چندلایه؛ از غارت تا فرسایش

وضعیت میراث فرهنگی مرودشت را می‌توان مجموعه‌ای از تهدیدات در هم تنیده توصیف کرد که هر یک به شیوه‌ای خاص به تخریب این سرمایه ملی می‌پردازد. اولین و آشکارترین تهدید، حفاری‌های غیرمجاز است که به شکل سازمان‌یافته در تپه‌های تاریخی اطراف محوطه‌های اصلی انجام می‌شود. بر اساس آمار رسمی منتشرشده در رسانه‌های داخلی، در سال گذشته دستکم ۲۰ مورد از این حفاری‌ها در اطراف مرودشت کشف شده است. حفاران با تجهیزات نسبتاً پیشرفته، شبانه به جان لایه‌های تاریخی می‌افتند و بدون هیچ روش علمی، تنها در جستجوی اشیای قابل فروش، اطلاعات باستان‌شناسی ارزشمندی را برای همیشه نابود می‌کنند. این عملیات نه تنها در سایت‌های ثبت‌نشده، که گاه در حریم درجه یک آثار ملی نیز رخ می‌دهد و نشان از ضعف شدید نظام حفاظت فیزیکی دارد.

تهدید دوم که کم‌سروصداتر اما به همان اندازه مخرب است، توسعه شهری، کشاورزی و صنعتی بدون ارزیابی آثار فرهنگی است. نمونه آن، گزارش روزنامه شرق درباره تخریب بخشی از یک محوطه تاریخی برای احداث جاده است. این اتفاق تصادفی نیست، بلکه نشانه یک نگاه توسعه‌طلبانه بدون ملاحظات میراثی است. از سوی دیگر، کشاورزان محلی برای افزایش بهره‌وری، زمین‌های خود را عمیقتر شخم می‌زنند و چاه‌های آب جدید حفر می‌کنند، غافل از اینکه این فعالیت‌ها می‌تواند بقایای باستانی دفن‌شده در دل خاک را نابود کند. تهدید سوم، آلودگی ناشی از صنایع اطراف است. ذرات معلق و گازهای آلاینده منتشرشده از کارخانه‌ها، بر روی سنگ‌های حساس تخت جمشید و دیگر بناهای تاریخی نشسته و روند فرسایش شیمیایی و فیزیکی آنها را به شدت تسریع می‌بخشد. این یک قتل آرام و پیوسته است که نتیجه آن را نسل‌های آینده خواهند دید.

 واکنش‌ها و کاستی‌ها؛ از شعار تا عمل

در برابر این موج تخریب، واکنش دستگاه‌های مسئول چگونه بوده است؟ بررسی عملکرد نهادهای مرتبط نشان می‌دهد که شکافی عمیق بین شعارها و اقدامات عملی وجود دارد. سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان، بارها از برنامه‌هایی مانند افزایش گشت‌های حفاظتی، نصب دوربین‌های مداربسته و استفاده از فناوری پهپاد سخن گفته است. با این حال، در عمل با کمبود شدید اعتبارات مواجه است. یک منبع آگاه در اداره کل میراث فرهنگی فارس که نخواست نامش فاش شود، به خبرنگار ما گفت: «بودجه حفاظت ما پاسخگوی حتی یک‌دهم نیازهای واقعی نیست. ما برای پوشش دادن کل عرصه و حریم آثار مرودشت به نیرو و تجهیزاتی نیاز داریم که با بودجه فعلی دستنیافتنی است.» این کمبود منابع، نیروهای موجود را نیز دچار فرسودگی و ناامیدی کرده است.

از سویی دیگر، ناهماهنگی بین‌دستگاهی مزید بر علت شده است. سازمان میراث فرهنگی تنها یکی از بازیگران این عرصه است، در حالی که سازمان محیط زیست برای مقابله با آلودگی صنعتی، جهاد کشاورزی برای مدیریت روش‌های کشت، و شهرداری و فرمانداری برای کنترل توسعه شهری و صدور مجوزها مسئولیت دارند. فقدان یک مکانیسم هماهنگکننده قوی باعث شده است که تصمیمات یک نهاد، بدون توجه به تأثیرات میراثی آن اتخاذ شود. برای مثال، ممکن است صنعتی با مجوز سازمان محیط زیست (با تمرکز صرف بر آلاینده‌های زیستمحیطی) یا ساختمانی با مجوز شهرداری (با تمرکز بر تراکم و کاربری) در مجاورت یک اثر تاریخی احداث شود. این جزیره‌ای عمل کردن نهادها، حفاظت یکپارچه را غیرممکن ساخته است. حتی قوانین موجود نیز ضعف دارند؛ مجازات‌های مالی و حبس برای تخریب میراث آنقدر بازدارنده نیست که بتواند مانع سود کلان ناشی از قاچاق اشیاء عتیقه یا سود زمین‌خواری شود.

چشم‌بینای جهانی و جامعه محلی بی‌صدا

تخریب میراث مرودشت، تنها یک مسئله داخلی نیست. توجه رسانه‌ها و نهادهای بین‌المللی به این موضوع، ابعاد جهانی فاجعه را نشان می‌دهد. نشریه معتبر نیویورک تایمز در گزارشی مفصل، مستقیماً از «بی‌توجهی» به عنوان عامل اصلی خطر برای پارسه نام برده است. این گزارش به خطرات نوظهوری مانند تغییرات اقلیمی نیز اشاره کرده که با افزایش دما، نوسان رطوبت و شدت بارش‌ها، استحکام سنگ‌های تاریخی را بیش از پیش تهدید می‌کند. یونسکو نیز که تخت جمشید و پاسارگاد را در فهرست میراث جهانی ثبت کرده، به طور دوره‌ای وضعیت سایت را رصد می‌کند و در گزارش‌های خود همواره بر لزوم مدیریت بهتر، کنترل توسعه اطراف سایت و تقویت برنامه‌های حفاظتی تأکید کرده است. این هشدارهای بین‌المللی نه تنها یک زنگ خطر، که می‌تواند ابزاری برای فشار مثبت به منظور تأمین اعتبارات و توجه بیشتر داخلی باشد.

در کنار این، نقش جامعه محلی که در واقع صاحبان اصلی این میراث هستند، نقشی کلیدی اما اغلب فراموش‌شده است. بسیاری از ساکنان مناطق اطراف این آثار، از منافع اقتصادی حفاظت بی‌بهره‌اند. وقتی یک جوان محلی نتواند شغلی مرتبط با گردشگری پایدار پیدا کند، ممکن است به دلایل اقتصادی به گروه‌های حفار غیرمجاز بپیوندد. وقتی کشاورزی بداند که گزارش یک اثر در زمینش ممکن است به محدودیت در کاربری زمین بینجامد، ترجیح می‌دهد سکوت کند. این مسائل نشان می‌دهد که تا زمانی که حفاظت از میراث به یک دغدغه و منفعت مشترک برای مردم محلی تبدیل نشود، جنگیدن با تهدیدات بیرونی بسیار دشوار خواهد بود. برنامه‌های حفاظتی بدون مشارکت و آموزش جامعه میزبان، مانند بنایی بر شنی سست است..

 راه برون‌رفت؛ از فوریت تا استراتژی

نجات میراث مرودشت نیازمند یک عزم ملی و رویکردی چندبعدی است که اقدامات فوری را با راهبردهای بلندمدت ترکیب کند. در کوتاه‌مدت و به عنوان اقدامات فوری، باید سیستم حفاظت فیزیکی تقویت شود. این شامل استخدام و تجهیز نیروهای حفاظتی بیشتر، نصب سیستم‌های نظارتی الکترونیک در نقاط حساس، و ایجاد یک پلیس تخصصی میراث فرهنگی با اختیارات واکنش سریع است. همچنین تشکیل یک «ستاد بحران حفاظت از میراث مرودشت» با حضور تمامی نهادهای ذی‌ربط (میراث فرهنگی، محیط زیست، قضاییه، نیروی انتظامی، استانداری) می‌تواند به هماهنگی فوری برای مقابله با فوری‌ترین تهدیدها مانند حفاری‌های گسترده کمک کند.

در میان‌مدت، باید به سراغ ریشه‌های اقتصادی و اجتماعی مشکل رفت. طراحی و اجرای یک «طرح جامع مدیریت یکپارچه میراث مرودشت» که توسعه منطقه، حفاظت از میراث و منافع جامعه محلی را با هم تلفیق کند، ضروری است. ایجاد صندوقی ویژه برای حفاظت، با کمک اعتبارات دولتی، مشارکت بخش خصوصی و حتی جذب کمک‌های بین‌المللی می‌تواند شکاف مالی را پر کند. از همه مهمتر، باید اقتصاد محلی را با میراث گره زد: ایجاد مشاغل مرتبط با گردشگری مسئولانه، صنایع دستی بومی و راهنمایی تور برای جوانان محلی، نه تنها معیشت آنان را بهبود می‌بخشد، بلکه آنان را به نگهبانانی دلسوز برای میراثشان تبدیل می‌کند.

در بلندمدت، سرمایه‌گذاری بر آموزش و فرهنگ‌سازی، پایدارترین راه حل است. گنجاندن ارزش میراث محلی در کتب درسی مدارس منطقه، برگزاری کارگاه‌های آگاهی‌بخشی برای کشاورزان و شهرداران محلی، و استفاده از ظرفیت رسانه‌های محلی برای تبلیغ ارزش واقعی این آثار، حس تعلق خاطر عمومی را افزایش می‌دهد. از سوی دیگر، بازنگری در قوانین برای تشدید مجازات تخریب‌کنندگان و تسهیل مقررات برای حافظان و جوامع محلی می‌تواند انگیزه‌ها را در مسیر درست هدایت کند.

انتخاب تاریخی ما

مرودشت در یک دو راهی تاریخی قرار دارد: ادامه روند فعلی که به معنای از دست دادن تدریجی و قطعی بخشی از هویت ملی و جهانی ماست، یا تغییر مسیر و تبدیل این چالش به فرصتی برای الگوسازی در حفاظت مشارکتی از میراث. تخت جمشید و پاسارگاد تنها بناهای سنگی نیستند؛ آنها نماد یک تمدن، تجلی هنر و اندیشه انسان و سندی زنده از گذشته مشترک بشریت هستند. حفاظت از آنها وظیفه‌ای اخلاقی در قبال گذشته و مسئولیتی تاریخی در برابر آینده است. امروز تصمیم با ماست: آیا ما به عنوان نسل حاضر، در تاریخ به عنوان قهرمانان حفاظت از این گنجینه ثبت خواهیم شد، یا به عنوان نسل بی‌تفاوتی که شاهد نابودی آن بود؟ پاسخ این پرسف را نه در شعار، که در اقدام عملی و فوری باید جستجوکرد. زمان در حال اتمام است. 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴/۰۷/۲۵