شنیده ها

اخبار ایران و جهان

شنیده ها

اخبار ایران و جهان


طبقه بندی موضوعی

تینا رضاسلطانی: در پسِ هیاهوی زندگی روزمره در کلان شهرها و سکوت روستاهای دوردست، موجی خزنده و بی صدا، نسلی را نشانه رفته است. موضوع اعتیاد، دیگر یک «معضل اجتماعی» صرف با تعاریف کلاسیک نیست؛ بلکه به پدیده ای چند بعدی، پیچیده و به شدت نگران کننده در میان جوانان ایران تبدیل شده است.

این گزارش، با گردآوری داده ها و تحلیل ها از رسانه های داخلی و خارجی و همچنین مشاهدات میدانی، تلاش دارد تا تصویری واقع بینانه از این بحران و ریشه های آن ترسیم کند.

از حاشیه به متن؛ دگرگونی الگوهای مصرف

برخلاف دهه های گذشته که تصویر یک معتاد، اغلب مرتبط با حاشیه نشینی و مصرف مواد سنتی مانند تریاک بود، امروز با یک دگرگونی اساسی مواجه ایم. گزارش های داخلی، از جمله اظهارات مسئولان ستاد مبارزه با مواد مخدر، حاکی از «جوان تر شدن» و «زنانه تر شدن» پدیده اعتیاد است. موادی مانند شیشه، کراک، گل (ماریجوانا) و اخیراً مشتقات خطرناک تر و روانگردان های صنعتی، جایگزین الگوهای سنتی شده اند.

این تغییر الگو، چند پیامد کلیدی دارد: اولاً، مصرف این مواد به دلیل ماهیتشان، آسیب های روانی شدیدتری مانند روان پریشی، افسردگی عمیق و پرخاشگری ایجاد می کند. ثانیاً، باور غلط «اعتیادآور نبودن» موادی مانند گل در میان جوانان، به گسترش سریع آن دامن زده است. ثالثاً، این مواد به راحتی در محیط های دوستانه، پارک ها و حتی مدارس و دانشگاه ها قابل مصرف هستند و دیگر نیازی به مکان های خاص (مثل تریاک کشی های قدیم) ندارند. رسانه های خارجی نیز اغلب بر این تغییر الگو و افزایش تقاضا برای محرک ها و روانگردان ها در میان جوانان ایرانی تاکید دارند.

ریشه یابی؛ چرا جوانان به سمت مواد مخدر میروند؟

این سوالی است که پاسخ یکسانی ندارد. اما با تلفیق تحلیل های جامعه شناختی موجود و مشاهدات، می توان چند عامل کلیدی را برشمرد:

  1. فقر معنوی و بی هدفی: بسیاری از کارشناسان داخلی بر این عامل تاکید دارند. احساس پوچی، ناامیدی از آینده شغلی و اجتماعی، محدودیت های شدید در زمینه های مختلف تفریحی و فرهنگی، و نوعی گسست بین نسل ها، جوان را به سمت تجربه ای پرمخاطره سوق می دهد. مواد، در کوتاه مدت، وهمی از رهایی و فراموشی ایجاد می کند.
  2. دسترسی آسان و کسب درآمد از قاچاق: با وجود تلاش های گسترده برای مقابله، شبکه های قاچاق مواد به شدت گسترده و خلاق شده اند. فروش از طریق شبکه های اجتماعی و اپلیکیشن های پیام رسان، خرید و فروش را بسیار ساده کرده است. از طرفی، برای جوانی که با بیکاری و تورم دست و پنجه نرم می کند، فروش جزئی مواد می تواند به عنوان شغلی با درآمد سریع جلوه کند.
  3. مشکلات خانوادگی و ضعف مهارت های زندگی: خانواده های آشفته، طلاق، فقدان مهارت «نه گفتن» و مدیریت هیجانات، از جمله عوامل فردی و خانوادگی هستند که زمینه ساز اعتیاد می شوند.
  4. تبلیغات غیرمستقیم و نادیده گرفتن آموزش: رسانه های داخلی اغلب به فقدان آموزش های علمی، غیرمُترس و جذاب درباره آثار واقعی مواد اشاره می کنند. برنامه های پیشگیری، غالباً شعاری و غیرموثر هستند. در مقابل، در فضای مجازی، به راحتی میتوان با محتواهایی که مصرف مواد را عادی سازی یا حتی جذاب نشان می دهند، مواجه شد.

درمان یا شکنندگی؛ نگاهی به سیستم مقابله و درمان

سیستم رسمی مقابله با اعتیاد در ایران، عمدتاً بر دو پایه استوار است. پیشگیری (عمدتاً از طریق رسانه های جمعی و مدارس) و درمان (از طریق مراکز دولتی و خصوصی ترک اعتیاد) با این حال، چالش های عمیقی وجود دارد:

  • کمپ های اجباری و بازگشت به چرخه اعتیاد: اگرچه این کمپ ها تعدیل شده اند، اما هنوز رویکردهای قهری و غیرعلمی در برخی مراکز، منجر به بازگشت بالای معتادان به مصرف می شود. ترک جسمانی بدون توجه به ریشه های روانی-اجتماعی، راهگشا نیست.
  • نبود مراکز تخصصی برای نوجوانان و جوانان: اغلب مراکز ترک اعتیاد، محیطی نامناسب برای سنین پایین دارند و احتمال آلوده شدن به دیگر آسیب ها در آن ها وجود دارد.
  • نگاه انگ زده و عدم حمایت اجتماعی پس از درمان: یک جوان بهبودیافته، با دیواری از تحقیر، بی اعتمادی و فرصت های شغلی محدود روبروست. این امر، احتمال بازگشت او را به چرخه اعتیاد افزایش می دهد.
  • تمرکز بر عرضه به جای تقاضا: بخش قابل توجهی از منابع، صرف مبارزه فیزیکی با قاچاقچیان می شود. اگرچه این امر ضروری است، اما به نظر می رسد کاهش «تقاضا» از طریق اقدامات فرهنگی، آموزشی و اشتغال زایی، کمتر مورد توجه جدی قرار گرفته است.

اعتیاد فراتر از یک بحران امنیتی

مهمترین خطایی که در تحلیل اعتیاد جوانان مرتکب می شویم، نگاه صرفاً امنیتی و پلیسی به آن است. اعتیاد، پیش از هر چیز، یک زخم اجتماعی و نشانه ای از دردهای جمعی یک نسل است. این نسل، با شکاف عمیق بین آرزوهایش و واقعیت های جامعه، با فشارهای اقتصادی طاقت فرسا، با محدودیت های بی پاسخ و با آیندهای مبهم روبروست. مواد مخدر، در این فضا، به عنوان یک مسکن کاذب و فرار موقت عمل می کند.

نکته حائز اهمیت دیگر، «عادی سازی» مصرف برخی مواد مانند گل در میان قشری از جوانان است. این عادی سازی، مرز بین تجربه گرایی و اعتیاد را مخدوش می کند و خانواده ها را تا مراحل پیشرفته بیماری در بی خبری نگه می دارد. ما با نسلی سروکار داریم که ممکن است از نظر تحصیلی یا اجتماعی حتی موفق به نظر برسد، اما در خلوت خود، در دام مصرف گرفتار باشد.

از سوی دیگر، سیاستگذاری های کلی در حوزه جوانان نیاز به بازنگری اساسی دارد. ایجاد فضای امید، گسترش فضاهای سالم تفریحی و ورزشی برای تمامی اقشار، گفتگوی صادقانه به جای صدور دستور، تقویت نهاد خانواده از طریق حمایت های مشاوره ای و اقتصادی، و آموزش مهارت های زندگی از سنین پایین در مدارس، باید در اولویت باشد. مبارزه با مواد مخدر، تنها با دستگیری قاچاقچیان به نتیجه نمی رسد. این مبارزه، زمانی موفق خواهد بود که «زندگی» به عنوان گزینه جذاب تری در مقابل جوان قرار گیرد.

وضعیت اعتیاد در میان جوانان ایران، همچون آتشفشانی خاموش است که گاه و بیگاه، با گزارشی از مرگ جوانی بر اثر مصرف یا کشف یک باند در دانشگاه، فوران می کند. این پدیده، محصول ترکیب خطرناک عوامل اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و روانی است. رویکرد فعلی، اگرچه هزینه های انسانی و مالی سنگینی دارد، اما به نظر می رسد در مهار روند رو به رشد آن ناتوان است. لازم است با شجاعت، از نگاه صرفاً سلبی و قهری فاصله بگیریم و به سمت راهکارهای ایجابی، علمی و مبتنی بر مشارکت خود جوانان و نهادهای جامعه مدنی حرکت کنیم. آینده یک نسل در خطر است و این هشداری است که نمی توان به سادگی از کنار آن گذشت. نجات جوانان از گرداب اعتیاد، تنها با همدلی، درک ریشه های درد و ارائه آلترناتیوهای واقعی برای زندگی ممکن خواهد بود.