شنیده ها: جهان در آستانه دور دوم ریاستجمهوری ترامپ با چالشهای بیسابقهای مواجه خواهد شد که شامل گسترش هرجومرج جهانی، تقویت اتحادهای رقیب علیه غرب و کاهش توانایی آمریکا در اعمال نفوذ بینالمللی است. با وجود برتری اقتصادی و نظامی آمریکا، گرایشهای انزواطلبانه و سیاستهای غیرمتعارف ترامپ میتواند به تضعیف اتحادها و ناکامی در تقویت قدرت بلندمدت این کشور بینجامد.
با آغاز دولت ترامپ در اوایل سال ۲۰۲۵، جهان با خطرناکترین شرایط خود از زمان جنگ سرد روبهرو خواهد شد. رقابت میان ایالات متحده و چین به موضوعی محوری در عرصه جهانی بدل خواهد شد، دو جنگ منطقهای در آستانه شعلهور شدن قرار خواهند گرفت، بینظمی و هرجومرج در آفریقا گسترش خواهد یافت، احترام به قوانین بینالمللی کاهش خواهد یافت و چهار کشور چین، روسیه، ایران و کره شمالی اتحاد خود را برای تضعیف قدرت غرب تقویت خواهند کرد.
رهبران جهان این هفته در اجلاس سران گروه ۲۰ در ریو دو ژانیرو گرد هم آمدهاند، اما حضور پررنگ دونالد ترامپ، رئیسجمهور منتخب ایالات متحده، حتی با وجود عدم حضور فیزیکی او، کاملاً مشهود است. پرسشی که ذهن کشورها و شرکتها را به خود مشغول کرده این است: «بازگشت ترامپ چه معنایی برای ما خواهد داشت؟»
برای ملیگرایان و پوپولیستهای اروپایی، بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید مانند رسیدن نیروی کمکی از آمریکا است؛ به این امید که شاهد تغییرات اساسی و تحولات بزرگی هستند. ویکتور اوربان، نخستوزیر مجارستان که از سوی کمیسیون اروپا و دولت بایدن به تضعیف دموکراسی در کشورش متهم شده، این پیروزی را بهعنوان «شتاب گرفتن تاریخ و آغاز تغییرات جهانی» تعبیر کرده است.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور منتخب ایالات متحده مشغول انتصاب افراد وفادار به سمتهای کلیدی در دولت جدید خود است. طبق گزارشها، او اخیراً سناتور مارکو روبیو را برای تصدی وزارت امور خارجه و مایک والتز را به عنوان مشاور امنیت ملی انتخاب کرده است. اما فراتر از این انتصابات، آیا میتوانیم تصویری جامع از سیاست خارجی ترامپ در دوره نخست ریاستجمهوریاش ترسیم کنیم و دریابیم که کدام رویکردها ممکن است در دوره دوم پیگیری شوند؟
ابراز بیتفاوتی تهران به نتایج انتخاب دوباره دونالد ترامپ به ریاست جمهوری ایالات متحده به معنی آن نیست که هرگونه تعامل آتی با واشنگتن و جامعه جهانی در حداقل چهار سال آینده، بیرون از ماهیت این تعامل باشد. همانگونه که در چهار سال گذشته پیامدهای رویکرد دولت پیشین ترامپ نه تنها همچنان بر روابط خارجی ایران ادامه داشته، بلکه دولت جو بایدن هم در همان چارچوب بنا شده از سوی دولت اسبق ایالات متحده ادامه یافت و در همین اواخر به ادبیات و رویکردی نزدیک به گذشته بازگشت.
پس از ماهها ماراتن انتخاباتی بین ۲ حزب اصلی جمهوریخواه و دموکرات در ایالات متحده، در نهایت دونالد ترامپ، جمهوریخواه توانست کاملا هریس، دموکرات را شکست دهد و برای بار دوم سکان هدایت کاخسفید را در دست بگیرد. این در حالی است که مقامهای رسمی ایران از پیش از اعلام رسمی نتایج انتخابات تاکید داشتند که پیروزی هیچکدام از نامزدهای انتخابات ریاستجمهوری آمریکا تاثیر چندانی بر معادلات حاکم بر روابط ۲ کشور نخواهد داشت. در همین راستا، سخنگوی وزارت خارجه ایران گفت که رئیسجمهوری بعدی آمریکا هر که باشد، احتمالاً رویکردی ضدایرانی خواهد داشت.
چنین شرایطی ضرورت اتخاذ تصمیمهای استراتژیک و دیپلماتیک را برای مدیریت این بحرانها بیشتر میکند. به منظور تحلیل سیاستهایی که ترامپ ممکن است در قبال ایران و منطقه در پیش گیرد، اقتصاد ۲۴ با قاسم محبعلی، کارشناس مسائل بینالملل به گفتگو نشسته است. مشروح این گفتگو را در ادامه میخوانید.
چالشهای جدیدی همچون جنگهای فعال در خاورمیانه و اوکراین در کنار تهدیدهای فزاینده از سوی چین، پیچیدگیهای سیاست خارجی ایالات متحده را در دوره دوم ترامپ بیشتر خواهند کرد. سیاستهای اقتصادی و امنیتی ترامپ، روابط ایالات متحده با کشورهای دیگر را بیش از پیش تحتالشعاع قرار خواهد داد. رویکرد معاملهگرانه ترامپ در سیاست خارجی میتواند به افزایش فشار بر متحدان آمریکا و تضعیف قدرت دیپلماتیک آن در جهان منجر شود.
با نزدیک شدن به روز انتخابات ایالات متحده و تنها چند روز تا برگزاری آن، نظرسنجیها نشان میدهند که فاصله میان کامالا هریس و دونالد ترامپ در ایالتهای کلیدی بهشدت کاهش یافته است. رقابت میان دو کمپین به اوج خود رسیده و هر دو طرف با تمام توان در تلاشاند تا مشارکت حداکثری رأیدهندگان را جلب کنند. در چنین فضای رقابتی فشرده، میزان مشارکت رأیدهندگان میتواند نقش تعیینکنندهای در سرنوشت انتخابات داشته باشد. اما در انتخاباتی که بسیاری آن را سرنوشتساز برای آینده کشور میدانند، پیروزی با اختلاف اندک ممکن است به تشدید تنش و اختلافات و بروز چالشهای حقوقی منجر شود.
اسرائیل در حال جنگ با حماس در غزه است، در حالی که همزمان موجی از ترورها، جنگهای نفتکشها و حملات پهپادی سراسر خاورمیانه را در بر گرفته است. این تحولات، کشورهای حاشیه خلیج فارس را در وضعیت آمادهباش قرار داده است.