شنیده ها: با احتمال بازگشت ترامپ و تشدید سیاست «فشار حداکثری»، ایران ممکن است واکنشهای جدیتری مانند خروج از ان. پی. تی و توسعه برنامه هستهای خود را دنبال کند. همزمان، برخی مقامات ایرانی از آمادگی برای مذاکره مستقیم با آمریکا سخن گفتهاند، اما اجماع بر تغییر دکترین هستهای در صورت تهدید شکل گرفته است.
در کمتر از دو ماه آینده، دولت دوم دونالد ترامپ کار خود را آغاز خواهد کرد. بهمانند دولتهای پیشین آمریکا طی چهار دهه اخیر، به نظر میرسد یکی از چالشهای اصلی این دولت در حوزه سیاست خارجی، نحوه برخورد با ایران باشد. برنامه هستهای ایران و نقش جمهوری اسلامی در منطقه، بهویژه در قالب حمایت از محور مقاومت، از جمله مسائلی است که احتمالاً در کانون توجه کاخ سفید قرار خواهد گرفت.
سوریه لحظات سخت و پُرتنشی را سپری میکند. در این راستا، تروریستهای تحریر الشام به همراه طیفی از دیگر گروههای تررویستی، استانهای حلب و ادلب را به طور کامل اشغال کرده اند و اخبار مختلفی مبنی بر تلاشهای آنها جهت سیطره بر استانهای حما و حمص نیز به گوش میرسد. حمایتهای ترکیه و اسرائیل با چراغ سبز دولت آمریکا از تکفیریها نیز کاملا مشهود است.
شورش مسلحانه گسترده در حلب، به رهبری ائتلاف «فتح المبین»، نشان از اوجگیری دوباره جنگ داخلی سوریه دارد. شورشیان با تصرف مواضع استراتژیک، در تلاش برای مهار حملات دولت و تغییر موازنه قدرت هستند. درگیری کنونی پیچیدگی بحران سوریه و نقش بازیگران خارجی را برجسته میکند.
در طول سالهای گذشته، روابط میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا همواره در سایه تنشها و تحولات چشمگیر قرار داشته است. سیاست خارجی آمریکا بهویژه در مواجهه با ایران، شاهد نوسانات عمدهای بوده که گاه به تشدید فشارهای اقتصادی و دیپلماتیک و گاه به تلاشهای مقطعی برای تعامل و مذاکره انجامیده است. از خروج یکجانبه دولت ترامپ از برجام و اعمال سیاست موسوم به «فشار حداکثری» گرفته تا تلاشهای دولت بایدن برای احیای برجام و کاهش نسبی شدت تحریمها، مسیر دیپلماسی میان دو کشور همواره پر از فراز و نشیب بوده است.
با آغاز دولت ترامپ در اوایل سال ۲۰۲۵، جهان با خطرناکترین شرایط خود از زمان جنگ سرد روبهرو خواهد شد. رقابت میان ایالات متحده و چین به موضوعی محوری در عرصه جهانی بدل خواهد شد، دو جنگ منطقهای در آستانه شعلهور شدن قرار خواهند گرفت، بینظمی و هرجومرج در آفریقا گسترش خواهد یافت، احترام به قوانین بینالمللی کاهش خواهد یافت و چهار کشور چین، روسیه، ایران و کره شمالی اتحاد خود را برای تضعیف قدرت غرب تقویت خواهند کرد.
رهبران جهان این هفته در اجلاس سران گروه ۲۰ در ریو دو ژانیرو گرد هم آمدهاند، اما حضور پررنگ دونالد ترامپ، رئیسجمهور منتخب ایالات متحده، حتی با وجود عدم حضور فیزیکی او، کاملاً مشهود است. پرسشی که ذهن کشورها و شرکتها را به خود مشغول کرده این است: «بازگشت ترامپ چه معنایی برای ما خواهد داشت؟»
تصمیم جو بایدن برای صدور مجوز استفاده اوکراین از موشکهای تاکتیکی ارتش آمریکا علیه اهدافی در خاک روسیه، تحولی قابلتوجه در رویکرد ایالات متحده به جنگ اوکراین است که پیامدهای نظامی، دیپلماتیک و سیاسی گستردهای به همراه دارد. این اقدام اگرچه بهطور مستقیم وضعیت خطوط مقدم عرصه نبرد را دگرگون نمیکند، اما ظرفیت و توانایی اوکراین برای اعمال فشار بر روسیه را افزایش داده و موقعیت آن را در مذاکرات احتمالی آینده تقویت میکند.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور منتخب ایالات متحده مشغول انتصاب افراد وفادار به سمتهای کلیدی در دولت جدید خود است. طبق گزارشها، او اخیراً سناتور مارکو روبیو را برای تصدی وزارت امور خارجه و مایک والتز را به عنوان مشاور امنیت ملی انتخاب کرده است. اما فراتر از این انتصابات، آیا میتوانیم تصویری جامع از سیاست خارجی ترامپ در دوره نخست ریاستجمهوریاش ترسیم کنیم و دریابیم که کدام رویکردها ممکن است در دوره دوم پیگیری شوند؟
ابراز بیتفاوتی تهران به نتایج انتخاب دوباره دونالد ترامپ به ریاست جمهوری ایالات متحده به معنی آن نیست که هرگونه تعامل آتی با واشنگتن و جامعه جهانی در حداقل چهار سال آینده، بیرون از ماهیت این تعامل باشد. همانگونه که در چهار سال گذشته پیامدهای رویکرد دولت پیشین ترامپ نه تنها همچنان بر روابط خارجی ایران ادامه داشته، بلکه دولت جو بایدن هم در همان چارچوب بنا شده از سوی دولت اسبق ایالات متحده ادامه یافت و در همین اواخر به ادبیات و رویکردی نزدیک به گذشته بازگشت.